ده رگه
لغت نامه دهخدا
ده رگه. [ دَه ْ رَ گ َ / گ ِ ] ( ص نسبی ) ده دله. ( از آنندراج ). مرد بسیار دلیر و شجاع. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ). || مرد کارکرده. || صاحب غیرت. || حرام زاده. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ) ( از آنندراج ).
فرهنگ معین
(دَ رَ گِ ) (ص مر. ) (کن. ) ۱ - بسیار دلاور و شجاع. ۲ - غیرتمند. ۳ - کاری، کارآمد.
فرهنگ عمید
مرد شجاع، بسیاردلیر، دلاور، باغیرت.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - بسیار دلیر شجاع. ۲ - صاحب غیرت غیرتمند. ۳ - کاری کار آمد.
ویکی واژه
(کن.)
بسیار دلاور و شجا
غیرتمند.
کاری، کارآمد.
جمله سازی با ده رگه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس تفکر کن در عجایب معده، و آلاتی که از برای اکل و هضم و طبخ غذا خلق کرده، و ملاحظه کن، بر سر حلقوم طبقاتی قرار داده که در وقت فرو بردن طعام گشوده می شود و بعد از بلع سر به هم آورده و فشرده می گردد، تا غذا از دهلیز مری به معده وارد شود و معده را چون دیگی آفریده، و در آن حرارتی خلق فرمود که به سبب آن غذا پخته شود، و به آن حرارت و حرارتی که از جگر و سپُرز [طحال] و صلب و پیه محیط به معده از اطراف، به معده می رسد، غذا در معده پخته می شود، و شبیه می گردد به آب کشک غلیظ، و آن را «کیلوس» می گویند و چون باید صافی و خالص آن به جگر بالا رود، و در آنجا بعد از طبخ دیگر تقسیم به اعضا شود، خداوند حکیم رءوف در سمت معده رگهائی آفرید، که آنها را «ماساریقا» گویند، و لطیف کیلوس از دهان ماساریقا داخل آنها می شود، و ماساریقا متصل است به رگی دیگر که آن را باب الکبد گویند، که یک طرف آن به جگر نفوذ کرده است، و از سر آن رگهای بسیار مانند مو منشعب گشته، و در اجزای جگر منتشر است، و آنها را عروق لیفیه [مویرگ] خوانند پس خالص کیلوس به ماساریقا و از آنجا به باب الکبد و از آن به عروق لیفیه می ریزد و از آنجا جگر آن را میمکد و به خود جذب می کند و آن را طبخ دیگر می دهد، و از این طبخ چهار چیز از کیلوس حاصل می شود: