دفتر نمایندگی
مترادفها
شعبه، دفتر نمایندگی
فرهنگستان زبان و ادب
{agency} [مشترک حمل ونقل] بنگاه یا دفتری که به عنوان نمایندۀ یک شرکت عمل کند متـ. نمایندگی * مصوب فرهنگستان اول
ویکی واژه
بنگاه یا دفتری که بهعنوان نمایندۀ یک شرکت عمل کند
جمله سازی با دفتر نمایندگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فلاندین در ۳ سپتامبر ۱۸۹۳ از طرف حزب جمهوریخواه به عنوان نامزد پارلمان از حوزه انتخابیه اولن از شهرستان یون انتخاب گردید. او در دور دوم انتخابات ۵٬۷۰۰ رأی در مقابل نامزد رادیکال بهنام آلبرت گالوت که ۴٬۴۹۶ رأی گرفته بود، برنده شد. او با گروه پارلمانی اتحادیه جمهوریخواه نشست. در انتخابات ۱۸۹۸ فلاندین مجدداً خود را نامزد کرد، اما مغلوب گالوت شد. او دفتر نمایندگی پارلمان را در ۳۱ می ۱۸۹۸ ترک کرد.
💡 صنایع دستی ساختهشده با چوب به دلیل وجود جنگلها و درختان زیاد از دیرباز در استان کرمانشاه رونق داشتهاست. از مهر ۱۴۰۰ آکادمی چوب کرمانشاه به عنوان دفتر نمایندگی سازمان روز جهانی چوب در این استان تأسیس شده که صنایع دستی مربوط به چوب همچون منبتکاری و پیکرتراشی با چوب را آموزش میدهد.
💡 برای ثبت شکایت خود در مورد کیفیت پایین محصول خریداری شده، باید به نزدیکترین دفتر نمایندگی رسمی آن شرکت در منطقه خود مراجعه و درخواست خود را ثبت کنید.
💡 مدیر جدید تصمیم گرفته است که یک دفتر نمایندگی جدید در استانهای جنوبی افتتاح کند تا بتواند خدمات پس از فروش خود را به مشتریان گسترش دهد.
💡 مشتریان میتوانند برای دریافت قطعات اصلی و خدمات تعمیرات تخصصی، مستقیماً به دفتر نمایندگی معتبر مراجعه کنند تا از اصالت قطعات مورد استفاده مطمئن شوند.