{travel agent} [گردشگری و جهانگردی] شخص یا سازمانی که خدمات مسافرتی مانند حمل ونقل و اقامت را در گشت های نیمه فراگیر از طرف ارائه دهندگان اصلی مانند شرکت های حمل ونقل و مهمانخانه ها و گشت پردازان، در مقابل دریافت کارمزد می فروشد متـ. سفرگذار
جمله سازی با نمایندۀ خدمات مسافرتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارفعالدوله در سال ۱۲۷۹ (۱۳۱۷ ه.ق) نمایندۀ ایران در انجمن صلح لاهه[پاورقی ۱] شد
💡 وكيل الدوله از رجال دوره قاجار و نماينده سياسي دولت انگليس در غرب كشور يعني استان كرمانشاه انتخاب شد. أيشان ١٢ سال این سمت را بر عهده داشت. پس از او هم پسرش كه به وی وكيل الدوله دوم (عبدالرحيم) میگفتند، به عنوان نمایندۀ بریتانیا در کرمانشاه انتخاب شد که ١١ سال این سمت را عهده دار بود.
💡 ارفعالدوله در سال ۱۲۷۹ (۱۳۱۷ ه.ق) نمایندۀ ایران در انجمن صلح لاهه[پاورقی ۱] شد و با سمت سفیر کبیر فوقالعاده در جشن بیست و پنج سالگی سلطان عثمانی شرکت کرد.
💡 شهابالدین بیمقدار (متولد ۱۳۳۲ در ورزقان) سیاستمدار اصلاح طلب و نمایندۀ سابق تبریز، آذرشهر و اسکو در دوره دهم مجلس شورای اسلامی است. او پیش از این نماینده ورزقان در دورههای اول و دوم نیز بودهاست.