دستیاره

لغت نامه دهخدا

دستیاره.[ دَس ْت ْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) دست برنجنی که از نقره و طلا باشد. ( آنندراج ). دستنبد. دستوانه. دستیانه.

فرهنگ معین

( ~. رِ ) (اِمر. ) دستبند، دست برنجن.

فرهنگ عمید

= دستبند

فرهنگ فارسی

( اسم ) دستبند دست برنجن.
دست برنجن که از نقره و طلا باشد

ویکی واژه

دستبند، دست برنجن.

جمله سازی با دستیاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ادریس تعدادی از ویژگی‌های زبان‌های برنامه‌نویسی عملکردی نسبتاً رایج را با ویژگی‌هایی برگرفته شده از دستیارهای اثبات ترکیب می‌کند.