دست دستی

فرهنگ معین

(دَ دَ ) (ص نسب. ) (عا. ) ۱ - سرسری، سطحی. ۲ - بیهوده، بی جهت.

فرهنگ فارسی

دو دست را بهم زدن.

جمله سازی با دست دستی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنان خطت برآوردست دستی که با خورشید و مه در گردن آورد

💡 چوبی کجا بدست کلیم اژدها شدی دست تو گر نبود بر آن دست دستیار

💡 کردست دستیاری ظالم بعهد او در خام از آن گرفته بود بازیار دست

💡 ای دل چه شدی ز دست دستی میزن دست از هوس عشوه‌پرستی میزن

💡 که این دست دستیست کز عز و جاه ربود از سر تاجداران کلاه

💡 از دست مده، که رفتم از دست دستیم بده، که دوستدارم

هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز