دریافتنی
مترادفها
قابل درک، ملموس، فهمیدنی
متضادها
پرداختی
لغت نامه دهخدا
دریافتنی. [ دَرْ ت َ ] ( ص لیاقت ) قابل دریافتن. درخور اعتنا و توجه و فهم و درک و تدارک و تلافی و جبران:
دریافتنی است غور این کار
برتافتنی است جور این بار.نظامی.و رجوع به دریافتن شود.
فرهنگ فارسی
دریافته شده. مقابل پرداختنی
جمله سازی با دریافتنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گفتند یکی طبیبی است کرمانی و دیگری منجمی است یونانی، امروز میقات مجادله و میعاد مقابله ایشانست، گفتم مرا بدین کار شتافتنی است و این غنیمت دریافتنی، پس بسپردن آن صف رائی کردم و خود را درصدر جائی دادم.
💡 رمزیست حدیث عشق، دریافتنی این رشته نیامد ز ازل، تافتنی
💡 در ترازنامه مالی شرکت، مبلغ قابل توجهی به عنوان مطالبات و مبالغ دریافتنی از مشتریان در طول سال جاری مالی در بخش داراییها ثبت شده است.
💡 حسابدار شرکت باید با دقت بسیار بالا، تمامی اسناد مربوط به مبالغ دریافتنی و پرداختی را برای ارائه در جلسات حسابرسی سالانه جمعآوری و بایگانی کند.
💡 مدیریت مالی شرکت اعلام کرد که روند جمعآوری مبالغ دریافتنی از مشتریان بهبود یافته و این موضوع باعث تقویت جریان نقدینگی در سازمان شده است.