دباله
لغت نامه دهخدا
دباله. [ دَل َ / ل ِ ] ( اِ ) دبال که ترنج باشد. ( برهان ). ترنج را گویند. ( جهانگیری ). باتو. ( از برهان ):
آمدن لاله و گذشتن او کرد
لاله رخسار من چو زرد دباله.ناصرخسرو.
دباله. [ دَ ل َ ] ( اِخ ) نام جائیست به حجاز. ( معجم البلدان ).
فرهنگ معین
(دَ لَ ) (اِ. ) تُرنج.
ویکی واژه
تُرن
جمله سازی با دباله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طرفه سواری است گل فروخته هموار آتشش آب و عقیق و مشک دباله