خودانگاره
خودانگاره (Self-Concept) به تصوری اشاره دارد که فرد از خود دارد و شامل مجموعهای از باورها، احساسات و تصورات دربارهی هویت، ویژگیها و ارزشهای خود است. این مفهوم به طور کلی به نحوهی درک فرد از خودش و جایگاهش در جهان مربوط میشود.
اجزای خودانگاره
خودپنداری: این بخش شامل تصورات فرد از ویژگیها، تواناییها و محدودیتهای خود است. به عنوان مثال، فرد ممکن است خود را به عنوان یک فرد خلاق، اجتماعی یا موفق ببیند.
خودارزیابی: این بخش به ارزیابی فرد از خود و احساساتش نسبت به خود مربوط میشود. آیا فرد از خود راضی است یا احساس کمبود و ناکامی میکند؟
خودباوری: این شامل باورهایی است که فرد دربارهی ارزش و اهمیت خود دارد. این باورها میتوانند مثبت یا منفی باشند و تأثیر زیادی بر رفتار و تصمیمگیریهای فرد دارند.
نقشهای اجتماعی: خودانگاره تحت تأثیر نقشهایی است که فرد در جامعه ایفا میکند، مانند نقشهای خانوادگی، شغلی و اجتماعی.
مترادفها
خودپنداره، خودتصوری
فرهنگستان زبان و ادب
{self-image} [روان شناسی] تصور فرد از خود
دانشنامه عمومی
خودانگاره ( به انگلیسی: Self - image )، تصویری ذهنی است، عموماً از نوعی کاملاً مقاوم در برابر تغییر، که نه تنها جزئیاتی را به تصویر می کشد که به طور بالقوه برای بررسی عینی دیگران ( قد، وزن، رنگ مو، و غیره ) در دسترس هستند، بلکه موارد دیگری را نیز به تصویر می کشد. افراد از تجربیات شخصی خود یا از طریق درونی کردن قضاوت های دیگران، دربارهٔ خود یادگرفته اند.
خودانگاره می تواند بر تن انگاره بر نوع و رفتار تغذیه نیز اثرگذار باشد.
خودانگاره ممکن است از شش نوع تشکیل شود:
• خودانگاره ناشی از اینکه فرد چگونه خود را می بیند.
• تصویری از خود که ناشی از این است که دیگران چگونه فرد را می بینند.
• تصویر از خود ناشی از این است که فرد چگونه خود را درک می کند.
• تصویر از خود ناشی از این است که فرد چگونه افراد را چگونه می بیند.
• تصویر از خود ناشی از این است که دیگران چگونه خود را می بینند.
• تصویر از خود ناشی از این است که دیگران چگونه فرد را می بینند.
ویکی واژه
تصور فرد از خود.
جمله سازی با خودانگاره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این قبیل بهرهکشی منجر به اختلالهایی در تشکیل خودانگاره شخص شده و همین اختلالها به زعم غالب نظریه پردازان، هسته مرکزی در اختلال شخصیت مرزی را میسازد. علاوه بر این، وقتی والدین یا سرپرستان کودک، گاهی بهرهکش و گاهی پر از محبت و عطوفت باشند این نوسان، خود میتواند موجب بیاعتمادی عمیق کودک به دیگران و گرایش به یکپارچه خوب یا سراسر بد دانستن دیگران گردد.