خوارق

لغت نامه دهخدا

خوارق. [ خ َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ خارق و خارقة. ( یادداشت بخط مؤلف ). افعال و خصائل که خلاف عادات دیگر مردان باشد. مجازاً،کرامات اولیاء. ( غیاث اللغات ).
- خوارق عادت؛ افعالی که خلاف عادات است و مجازاً کرامات اولیاء.

فرهنگ معین

(خَ رِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ خارق. ۱ - آنچه که خلاف عادات مردم باشد. ۲ - کرامات اولیا.

فرهنگ عمید

= خارق

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع خارق. ۱ - آنچه که خلاف عادات مردم باشد. ۲ - کرامات اولیا.

ویکی واژه

جِ خار
آنچه که خلاف عادات مردم باشد.
کرامات اولیا.

جمله سازی با خوارق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میراسدالله مدنی دهخوارقانی (۱۲۹۳ در آذرشهر – ۲۰ شهریور ۱۳۶۰ در تبریز)، روحانی مجتهد شیعه، نماینده دورهٔ اول مجلس خبرگان و امام جمعهٔ سابق نورآباد ممسنی (در دوران تبعید) و امام جمعه تبریز از آبان ۱۳۵۸ تا شهریور ۱۳۶۰ بود. مدنی در ۱۳۶۰ و در حین اقامهٔ نمازجمعه، مورد سؤقصد قرار گرفته و کشته شد. از او در ایران با عنوان «دومین شهید محراب انقلاب اسلامی» یاد می‌شود.

💡 وهُوَ خواجه معین الدین حسن سنجری. اصل آن جناب از قریهٔ چشت مِنْتوابع هرات بوده، و لهذا این سلسله به نام وی به چشتی شهرت نموده. ناهج مناهج حقیقت و سالک مسالک طریقت است. آن جناب در هندوستان مروج دین نبوی و طریقهٔ علوی گردید. صاحب کرامات و مقامات و خوارق عادات. تربیت از خواجه عثمان هروی یافته بوده، قطب الدین بختیار کاکی و ضیاءالدین بلخی و شهاب الدین غوری وشمس الدین غوری از مریدان آن جنابند. تیمّناً و تبرّکاً از اشعار او قلمی می‌شود:

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز