لغت نامه دهخدا
خمینه. [ خ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) باران تند و بی وقت و غیرموسوم. ( ناظم الاطباء ).
خمینه. [ خ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) باران تند و بی وقت و غیرموسوم. ( ناظم الاطباء ).
{manifold} [ریاضی] یک فضای توپولوژیکی هاسدورف که موضعی اقلیدسی است
یک فضای توپولوژیکی هاسدورف که موضعی اقلیدسی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مفاهیم مشتق ذاتی و جابه جایی موازی بردار در امتداد یک منحنی لوی-چیویتا در یک خمینه ریمانی انتزاعی معنادار هستند.
💡 بعدی تصور کرد. یک مفهوم عمومی تر میگوید، یک خمینه
💡 اگر ابعد اضافی فشرده شده باشند، شش بعد اضافی باید شکل خمینه کالابی-یائو داشته باشند. در چارچوب کامل تر نظریه ام، این ابعاد باید شکل یک خمینه جی۲ را داشته باشند.