خط عبور
مترادفها
مسیر عبور، گذرگاه، راه
فرهنگستان زبان و ادب
{lane} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] محدودۀ باریکی به عرض سه تا چهار متر در سطح سواره رو که دو طرف آن با خط کشی ممتد یا منقطع مشخص می شود و خودرو باید در آن حرکت کند
ویکی واژه
محدودۀ باریکی به عرض سه تا چهار متر در سطح سوارهرو که دو طرف آن با خطکشی ممتد یا منقطع مشخص میشود و خودرو باید در آن حرکت کند.
جمله سازی با خط عبور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بستدند آن صنمان خط عبور از دیوان تا زمین سبز شد و باسر و باسامان شد
💡 در طراحی جدید خیابانها، خط عبور پیادهروها با دقت بیشتری تعیین شده است تا امنیت افرادی که در سطح شهر تردد میکنند، کاملاً تضمین شود.
💡 خودروهای امدادی باید همیشه مسیر خود را از روی خط عبور مشخص شده باز نگه دارند تا در مواقع اضطراری بتوانند سریعتر به مقصد برسند.
💡 تعیین دقیق خط عبور در نقشههای مهندسی برای جلوگیری از تداخل مسیرهای مختلف رفت و آمد، از اهمیت بسیار بالایی در پروژههای عمرانی برخوردار است.