فرهنگ معین
( حیرت آور ) ( ~. وَ ) [ ع - فا. ] (ص مر. ) تعجب - آور، شگفت انگیز.
( حیرت آور ) ( ~. وَ ) [ ع - فا. ] (ص مر. ) تعجب - آور، شگفت انگیز.
( حیرت آور ) ( صفت ) تعجب آور حیرت انگیز.
تعجب - آور، شگفت انگیز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حلقهام کرد سجود در یکتایی خویش حیرت آورد بهم دایرهٔ علم و علیم
💡 مو بموی پیکرم آیینهٔ معنی نماست تا به دام حیرت آورد آن خم گیسو مرا
💡 عقل و فهم شاعران در عجز و حیرت آورند سعدی معجز نما و حافظ سحرآفرین
💡 «آن را مشهدی حائری خوانند جهت آنکه به عهد متوکلِ خلیفه آب در او بستند تا خراب شود، آب حیرت آورد و زمین مدفن خشک ماند».
💡 راستی را حیرت آوردم چو دیدم قد او زانکه بر سرو روان هرگز ندیدم گلستان
💡 چو زد به آتش سیگار را و برد بهلب ز حیرت آورد انگشت بر دهان رستم