حماء

لغت نامه دهخدا

حماء. [ ح َم ْءْ ] ( ع اِ )خویشاوند شوی و زوجه چون پدر و برادر و غیره و در آن سه لغت دیگر آمده: حما کقفا و حمومثل ابو و حم مثل اب. ( منتهی الارب ). ج، احماء. || ( مص ) تیره شدن آب از آمیزش گل سیاه و تیره. || خشم گرفتن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || برآوردن و بیرون کردن لای را از چاه. ( منتهی الارب ).
حماء. [ ح َم َءْ ] ( ع اِ ) حَمَاءَة. گل سیاه و بدبوی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ): لقد خلقنا الانسان من صلصال من حماء مسنون. ( قرآن از اقرب الموارد ). لوش. رجوع به این کلمه در همین لغت نامه شود. || ( مص ) تیره شدن آب از آمیزش گل سیاه و تیره. || خشم گرفتن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || لای ناک شدن چاه. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(حِ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - دفاع کردن از کسی. ۲ - پشتیبانی کردن.

ویکی واژه

دفاع کردن از کسی.
پشتیبانی کردن.

جمله سازی با حماء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فالحر یشرب من جفنیه فی الظماء و ربما یرتضی العطشان بالحماء

💡 روی فی التّفسیر: انّ آدم کان مطروحا بین مکة و الطائف جسدا لا روح فیه اربعین سنة، ثمّ من حماء مسنون اربعین سنة، ثمّ من صلصال اربعین سنة، ثمّ خلقه بعد مائة و عشرین سنة.

سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز