جوراجور
متضادها
یکدست، یکسان، یکجور
لغت نامه دهخدا
جوراجور. ( ص مرکب ) مختلف و متنوع. گوناگون. جورواجور.
فرهنگ فارسی
مختلف و متنوع گوناگون جوراجور
ویکی واژه
eterogeneo
جمله سازی با جوراجور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قصد تو از خلق عشقی، من یقین دارم فقط: دیدن هر روز یک گون، رنج جوراجور بود