جهارت
لغت نامه دهخدا
جهارت. [ج َ رَ ] ( از ع، مص ) بلندآواز شدن. ( آنندراج ). بلند شدن و اوج گرفتن آواز. || ( اِمص ) زیبایی قد و منظر. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به جهارة شود.
جهارت. [ ] ( اِ ) آهنگی است در موسیقی. رجوع به آهنگ در این لغت نامه شود.
جهارة. [ ج َ رَ ] ( ع مص ) دیداری گردیدن مرد. ( منتهی الارب ). || فخیم و بزرگ شدن کسی در جلو چشم بیننده. ( اقرب الموارد ). زیبا شدن. بزرگ داشتن کسی در چشم دیدار. ( تاج المصادر بیهقی ). || بلندسخن شدن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). بلندآواز شدن. ( زوزنی ). آواز بلند برداشتن. ( تاج المصادر ). رجوع به جُهورة شود.
فرهنگ معین
(جَ رَ ) [ ع. جهارة ] (مص ل. ) نک جهار.
فرهنگ عمید
بلند شدن و اوج گرفتن آواز و صدا.
ویکی واژه
جهارة
نک جهار.
جمله سازی با جهارت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه گنه کردم،ای دل،چه خطا افتادست؟ که از آن مستی و می رو بجهارت کردند