فخامت

مترادف‌ها

شکوه، عظمت، بزرگی

متضادها

حقارت، پستی، خواری

لغت نامه دهخدا

فخامت. [ ف َ م َ ] ( ع مص ) فخامة. رجوع به فخامة شود.
فخامة. [ ف َ م َ ] ( ع مص ) سطبر گردیدن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || پر شدن. ( منتهی الارب ). || بزرگ شدن قدر و بالا رفتن مرتبه کسی در چشم مردم. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(فَ مَ ) [ ع. فخامة ] ۱ - (مص ل. ) ستبر گردیدن. ۲ - بزرگوار گشتن، گرامی شدن. ۳ - (اِمص. ) بزرگواری.

فرهنگ عمید

۱. بزرگواری، گرامی شدن.
۲. [قدیمی] تنومندی، ستبری.

فرهنگ فارسی

ستبرشدن، بزرگ قدرشدن، بزرگوارشدن، گرامی شدن، بزرگواری
( مصدر ) ۱ - ستبر گردیدن ۲ - پر شدن ۳ - بزرگ شدن قد و بالا ۴ - بزرگوار گشتن گرامی شدن ۵ - ( اسم ) بزرگوای.

ویکی واژه

فخامة
ستبر گردیدن.
بزرگوار گشتن، گرامی شدن.
بزرگوا

جمله سازی با فخامت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گر شده آشفته بنده تو عجب نیست بندگی تو بزرگی است و فخامت

💡 بر در رندان صفی بفقر و فنا رو زانکه در آن حلقه نیست جای فخامت

💡 با توجه به جایگاه والای ایشان، فخامت جناب وزیر در جلسه امروز مورد توجه بسیاری از نمایندگان و خبرنگاران مهمان قرار گرفت.

💡 رعایت پروتکل‌های دیپلماتیک و احترام کامل به فخامت رئیس‌جمهور، از اصول اولیه و بسیار ضروری در برگزاری این کنفرانس بین‌المللی است.

💡 در نامه‌های رسمی و اداری، استفاده از واژه فخامت برای خطاب قرار دادن مقامات عالی‌رتبه کشور بسیار رایج و از نظر عرف لازم است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران