جربز

لغت نامه دهخدا

جربز. [ ج ُ ب ُ ] ( معرب، ص ) معرب کربز. یقال للرجل الخب: کربز و جربز. ( از الجماهر ص 51 ). کربز. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). کربز. زیرک. ( دهار ). فریبنده. معرب کربز. ( منتهی الارب ). فریبنده خبیث و این معرب کرپز است. ( آنندراج ) ( از قطر المحیط ). جوالیقی آرد: جربز از لغات عرب نیست و آن فارسی معرب است و به معنی مرد فریبنده و کربز است. ( المعرب جوالیقی ص 96 ). در ذیل همان صفحه از کتاب فوق مصحح گوید که «فربز» بضم اول و ثالث نیز آمده است. ( حاشیه المعرب ص 96 ).

فرهنگ معین

(جُ بُ ) [ معر. ] (ص. ) گربز، فریبنده، خدعه کننده.

فرهنگ عمید

= گربز

فرهنگ فارسی

گریز
( صفت ) گربز میحل فریبند. خدعه کننده.

جمله سازی با جربز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در بیان سایر انواع رذایلی که از دو جنس مذکور، یعنی: جربزه و جهل بسیط، ناشی می شوند و از متعلقات قوه عاقله اند و آن چند صفت رذیله است.

💡 یکی «جربزه» که کار فرمودن فکر است در زاید از آنچه سزاوار است، و عدم ثبات فکر در موضعی معین، و این در طرف افراط است.

💡 دانستی که اجناس رذایل متعلقه به آن قوه، دو تا است: یکی، در طرف افراط، و دیگری، در طرف تفریط و در تحت آنها انواعی چند است، و ما اول دو جنس را با ضد آنها که حد وسط است بیان می کنیم، و بعد از آن شرح انواع را می نمائیم، و همچنین در سایر مقدمات آینده پس، در این مقام دو مطلب است: معالجه جربزه و جهل و تحصیل ضد آنها.

💡 عقل ار باعتدال نه حمق است و جربزه از حمق وزر زاید و از جربزه زوال

💡 بدر و تقطیر هم تهور وجبن جربزه و ابلهی شره اخماد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران