جذبش
مترادفها
کشش آن، گیراییاش
متضادها
دفع
فرهنگستان زبان و ادب
{sorption} [شیمی، مهندسی بسپار] فرایندی شامل برجذب و درجذب
ویکی واژه
فرایندی شامل برجذب و درجذب.
جمله سازی با جذبش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ور کسی را ره شود گو سر فشان کان بود از رحمت و از جذبشان
💡 آن کاهربائیست که خاصیت جذبش بر چرخ دهد سبنله را صورت کاهی
💡 لطیفه لونی او را هم بر احوال شود وارد ز جذبش بهر اکمال
💡 از آن جذبش دگر عشقی فزون گشت ز عشقش باز جذبی رهنمون گشت
💡 شود واقع پس از جذبش عروجی بهر آنش هم از مادون خروجی
💡 او با آن لبخند مهربان و نگاه نافذش توانست خیلی سریع همه را جذبش کند و توجه تمام حاضران را در مجلس جلب نماید.
💡 این کتاب با داستانهای پرکشش و شخصیتهای پیچیدهاش چنان قدرت داشت که توانست جذبش کند و خواننده را تا پایان با خود همراه سازد.
💡 رنگهای درخشان و پرجنبوجوش این تابلوی نقاشی باعث شد تا هر کسی که به آن نگاه میکند، ناخودآگاه جذبش شود و خیره بماند.