جام زدن

لغت نامه دهخدا

جام زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از شراب خوردن. ( آنندراج ). جام باده نوشیدن. جام می خوردن. جام شراب نوشیدن:
می چو از خم به سبو رفت و گل انداخت نقاب
فرصت عیش نگهدار و بزن جامی چند.حافظ ( از آنندراج ).میلی آمد بخود ازمستی شب وقت صبوح
بار دیگر دو سه جام می بیغش زد و رفت.محمدقلی میلی ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

(زَ دَ ) (مص ل. ) شراب خوردن.

فرهنگ فارسی

کنایه از شراب خوردن

ویکی واژه

شراب خوردن.

جمله سازی با جام زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو و بر مسند جم جام زدن نوشت باد مسند خار و خس جام بلا ما را بس

💡 مه از گرفتگی آمد برون به جام زدن تو هم به جام زدن سینه را مصفا کن

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز