ثناگستری

لغت نامه دهخدا

ثناگستری. [ ث َ گ ُ ت َ ] ( حامص مرکب ) مدّاحی. ستایشگری.

فرهنگ معین

( ~. گُ تَ ) [ ع - فا. ] (حامص. ) مداحی، ستایشگری.

فرهنگ عمید

ستایشگری، مداحی.

ویکی واژه

مداحی، ستایشگ

جمله سازی با ثناگستری

💡 نیست حد چو منی، حق ثناگستریش کآن نه حرفی است، که هرگز بزبان آید راست

💡 لب را به ثناگستری شاه، نوابخش کاین مایده از غیب تو را دست و دهان است

💡 به چو آن زمزمه کوتاه کند که ثناگستری شاه کند

💡 کاش نفس یاوری کند که ببخشم فخر ثناگستری زمان و زمین را