ثریه

لغت نامه دهخدا

( ثریة ) ثریة. [ ث َ ری ی َ ] ( ع ص ) أرض ثریه؛ زمینی تر شده و نم دار بعد از آنکه خشک و یابس بود.

فرهنگ فارسی

ارض ثریه زمینی تر شده و نم دار بعد از آنکه خشک و یابس بود

ویکی واژه

به زبان فارسی ثریا از نام‌های زنانه گویش بهاری‌.

جمله سازی با ثریه

💡 ز شرم بی اثریهاست اشک من رنگین که از تپانچه بود چهره یتیمان سرخ

💡 بلبل نگوید این زمان، لحن و سرود تازیان قمری نگرداند زبان، بر شعر ابن طثریه

💡 آشفتگی آیینهٔ تجرید جنون کن پرچم‌گل شهرت اثریهاست علم را

💡 داغم ز دست بی‌اثریهای آه خویش این آتش فسرده چه‌گویم به جان‌کیست

💡 ناله‌ام داغ شد از بی ‌اثریها بیدل تیغ چون منفعل افتاد سپر می‌بندد

💡 قدرت افسانهٔ ابرام نخواهد بیدل نفس ازبی‌اثریها به دعا می‌پیچد

ایت یعنی چه؟
ایت یعنی چه؟
ایثار یعنی چه؟
ایثار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز