تکمیلکردن
مترادفها
کامل کردن، تمام کردن، به پایان رساندن
متضادها
ناقص کردن، نیمهتمام گذاشتن
لغت نامه دهخدا
تکمیل کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کامل کردن. تمام کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به تکمیل شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) کامل کردن تمام کردن.
جمله سازی با تکمیلکردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شخصیتی است که در صورت تکمیلکردن بازی در سطح مرحلهٔ دشوار آزاد میشود. او در جدول زمانی در ستون تاککی میساوا یافت میشود. نیتاکا یک سرباز نیروی پدافند زمینی ژاپن است که در هنگام سیلاب دریایی قرمز رنگ متأسفانه شانس تبدیل شدن یه یک شیبیتو را دارد.