تولدگاه

مترادف‌ها

زادگاه، محل تولد

لغت نامه دهخدا

تولدگاه. [ ت َ وَل ْ ل ُ ] ( اِ مرکب ) محل تولد. مسقطالرأس. جایی که انسان در آن بدنیا آید:
شهر شاپورم تولدگاه بود
در حرمگاه رضاام راه بود.عطار.رجوع به تولد شود.

فرهنگ فارسی

محل تولد مسقط الراس

جمله سازی با تولدگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون حریم کعبه آنشه را تولدگاه شد تا قیامت اهل عالم می‌کنند آنرا طواف

💡 شهر کوچکی که در دل کوهستان قرار دارد، تولدگاه هنرمند مشهور جهانی است که آثار خود را با الهام از طبیعت زیبای آن منطقه خلق می‌کند.

💡 او همیشه از خاطرات شیرین دوران کودکی خود در تولدگاهش صحبت می‌کند و می‌گوید که آن محیط آرام، شخصیت و روحیه خلاق او را شکل داده است.

💡 با وجود اینکه سال‌ها از کشور مهاجرت کرده است، اما هنوز هم قلب او در تولدگاه اصلی خودش می‌تپد و مشتاق بازگشت به آن دیار است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران