حرمگاه

لغت نامه دهخدا

حرمگاه. [ ح َ رَ ] ( اِ مرکب ) محل سرای. و بمعنی منکوحه و حلیله نیز آرند، تسمیةالحال باسم المحل. فارسیان بر بعض الفاظ با وصف معنی ظرفیت لفظ، گاه و خانه زیاده کنند، چنانکه حرمگاه و مکتب خانه و بزمگاه و حرم سرا. ( از غیاث ):
نهانخانه صبحگاهی شود
حرمگاه سِرّ الهی شود.نظامی.

جمله سازی با حرمگاه

💡 حزین از کعبهٔ اسلام باز آی حرمگاه صنم را آزری نیست

💡 بنهاده‌ام قدم به حرمگاه فقر در تا هرچه بود از همه بیرون نیامدم

💡 چو دل شد شاه عشقت را حرمگاه عفی اللّه مردم چشمم عفی اللّه

💡 چو شد القصّه شبلی تا حرمگاه یکی را دید مست افتاده در راه

💡 نداده در حریم آن حرمگاه حصار عصمتش اندیشه را راه

💡 حرمگاه دلت چون جانست دریاب ز پیدایی عجب پنهانست دریاب

بلاوجه یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز