لغت نامه دهخدا
تنغیص. [ ت َ ] ( ع مص ) ناخوش گردانیدن عیش.( زوزنی ). تیره ساختن عیش را بر کسی: نغصه العیش و علیه تنغیصاً؛ تیره سازد عیش را بر وی. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
تنغیص. [ ت َ ] ( ع مص ) ناخوش گردانیدن عیش.( زوزنی ). تیره ساختن عیش را بر کسی: نغصه العیش و علیه تنغیصاً؛ تیره سازد عیش را بر وی. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - تیره گردانیدن. ۲ - بر هم زدن عیش کسی.
مکدر ساختن عیش، تیره کردن و برهم زدن عیش کسی.
۱- ( مصدر ) تیره گردانیدن. ۲- تیره ساختن عیش خوشی کسی را مکدرکردن. جمع: تنغیصات.
تیره گردانیدن.
بر هم زدن عیش کسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قُطُوفُها دانِیَةٌ ای ثمارها قریبه ینالها القائم و القاعد و المضطجع یقطفون کیف شاؤا و یقال لهم: کُلُوا وَ اشْرَبُوا من نعیم الجنّة هَنِیئاً سلیما من الآفات و المکاره لا تنغیص فیها و لا تکدیر. بِما أَسْلَفْتُمْ ای بسبب ما قدمتم من الخیرات و الطّاعات فی ایّام الدّنیا الماضیة. قال ابن عباس انّها نزلت فی الصّائمین خاصّة. فِی الْأَیَّامِ الْخالِیَةِ ای الجائعة کما تقول: نهاره صائم.
💡 أَ فَمَنْ وَعَدْناهُ وَعْداً حَسَناً یعنی علیا و حمزة و الوعد الحسن الجنة و نعیمها فهو لاقیه ای: مدرکه و مصیبه لا محاله اذ لا خلف لوعدنا کمن متّعناه متاع الحیاة الدنیا الّذی هو مشوب بالتنغیص و التکدیر زائل عن قریب و هو ابو جهل. و قیل فی النبیّ (ص) و ابی جهل، و قیل نزلت فی عمار و الولید بن المغیرة، ثُمَّ هُوَ یَوْمَ الْقِیامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِینَ فی النّار نظیره: وَ لَوْ لا نِعْمَةُ رَبِّی لَکُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرِینَ وَ یَوْمَ یُنادِیهِمْ فَیَقُولُ أَیْنَ شُرَکائِیَ الَّذِینَ کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ یروی فی الحدیث مطیّة الکذب زعموا و هو قوله عزّ و جلّ بزعمهم ای بکذبهم و العامل فی یَوْمَ یُنادِیهِمْ.