تمهد

لغت نامه دهخدا

تمهد. [ ت َ م َهَْ هَُ ] ( ع مص ) راست شدن جای. ( زوزنی ). تمکن. ( تاج المصادر بیهقی ). جای گرفتن و دست یافتن بر چیزی. ( آنندراج ). تسهل. ( اقرب الموارد ). || قادر شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(تَ مَ هُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - گسترده شدن. ۲ - آسان شدن. ۳ - توانا شدن بر چیزی.

ویکی واژه

گسترده شدن.
آسان شدن.
توانا شدن بر چیزی.

جمله سازی با تمهد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مُتَّکِئِینَ ای جالسین جلسة الملوک جلوس راحة و دعة عَلی‌ فُرُشٍ جمع فراش و هو ما استمهد للجلوس و النوم.

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز