تمدید کردن

مترادف‌ها

افزایش دادن، طولانی کردن، ادامه دادن

متضادها

کوتاه کردن، قطع کردن، پایان دادن

لغت نامه دهخدا

تمدید کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول امروزی مهلت بیشتری تعیین کردن. فاصله زمانی اجرای امری را افزودن. انجام دادن تعهدی را به تأخیر انداختن. و بیشتر در مورد افزودن مدت پرداخت دین بکار رود: سفته فلان کس تمدید شد.

فرهنگ فارسی

در تداول امروزی مهلت بیشتری تعیین کردن فاصله زمانی اجرای امری را افزودن. انجام دادن تعهدی را به تاخیر انداختن.

ویکی واژه

prolungare

جمله سازی با تمدید کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مدیران یومومبا در پایان فصل،قرارداد اورا یک فصل دیگر تمدید کردند.

💡 برای جلوگیری از انقضای گذرنامه و مشکلات احتمالی در هنگام سفر به خارج از کشور، حتماً باید پیش از موعد مقرر نسبت به تمدید کردن آن اقدام نمود.

💡 مدیر شرکت اعلام کرد که به دلیل عملکرد درخشان تیم فنی، مدت زمان قرارداد همکاری با آن‌ها را برای یک دوره دیگر تمدید کردن تصمیم گرفته است.

💡 دولت تصمیم گرفت که قراردادهای مربوط به ساخت زیرساخت‌های انرژی را برای دو سال دیگر با هدف تمدید کردن آن‌ها، بازنگری و اصلاح کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران