تفرغ. [ ت َ ف َرْ رُ ] ( ع مص ) واپرداختن. ( تاج المصادر بیهقی ). پرداختن. ( زوزنی ) ( دهار ). پرداختن از کاری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( ازاقرب الموارد ). || فراغت کردن خود را به جهت کاری. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ).بذل کوشش و جهد کردن در کاری. ( از اقرب الموارد ).
(تَ فَ رُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - فارغ شدن از کاری. ۲ - در کاری جدیت کردن.
۱. از کاری فارغ شدن، دست از کار کشیدن.
۲. برای کاری آماده شدن.
۳. در امری جهد کردن.
فارغ شدن از کا
در کاری جدیت کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ الْجِبالَ أَرْساها ای اثبتها مَتاعاً لَکُمْ وَ لِأَنْعامِکُمْ ای فعل جمیع ذلک متاعا لکم فیکون منصوبا علی انّه مفعول له. قوله: فَإِذا جاءَتِ الطَّامَّةُ الْکُبْری ای الصّیحة الّتی تطمّ علی کلّ شیء و هی الصّیحة الّتی یقع عندها البعث و الحساب و العقاب. قال الحسن و الزّجاج: هی النّفخة الثّانیة الّتی فیها البعث و قامت القیامة و سمّیت القیامة طامّة، لانّها تطمّ علی کلّ هائلة من الامور فتعلو فوقها و تعمر ما سواها. و الطّمّ البحر لانّه یغمر کلّ شیء و الطّامّة عند العرب الدّاهیة الّتی لا تستطاع و انّما اخذت من قولهم: طمّ الفرس طمیما اذا استفرغ جهده فی الجری.
💡 شیخ الاسلام گفت: که سخن خواهی گفت بشفاعت نناز سخن بضرورت گوی بها مراهی ناز. کعبی از بوعمرو پرسید: کیف الطریق الی اللّه؟ گفت: ابشر! فشوقک الیه ازعجک لطلب دلیل یدلک علیه. و قال: و من تکلم عن حال لم یصل الیه، کان کلامه فتنة لمن یسمعه و دعوی یتولد فی قلبه و حرمه اللّه الوصول الی تلک الحال و بلوغه. و قال: الضرورة ما تمنع صاحبه عن القال و القلیل والخبر والاستخبار، و شغله الاهتمام بوقته عن التفرغ الی اوقات غیره