واژه «تضعیف کردن» به معنای کم کردن نیرو، قدرت، اثرگذاری یا استحکام یک فرد، شیء، اندیشه یا پدیده است. هنگامی که گفته میشود چیزی تضعیف شده است، یعنی توانایی و کارایی آن نسبت به گذشته کاهش یافته و از قدرت یا نفوذ پیشین خود فاصله گرفته است. این واژه در زمینههای گوناگون مانند مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، جسمانی و روانی کاربرد فراوانی دارد. برای مثال، بیماری میتواند بدن انسان را تضعیف کند و موجب کاهش توان جسمی او شود. همچنین انتشار شایعات یا رفتارهای نادرست ممکن است اعتماد مردم را تضعیف کرده و بر روابط اجتماعی اثر منفی بگذارد. در حوزه اقتصاد نیز بحرانهای مالی میتوانند ارزش پول ملی یا توان اقتصادی یک کشور را تضعیف کنند. تضعیف کردن همیشه به معنای نابود کردن کامل نیست، بلکه بیشتر به کاهش تدریجی یا ناگهانی قدرت و استحکام اشاره دارد. این واژه در زبان فارسی معمولاً در برابر مفاهیمی مانند تقویت کردن و نیرومند ساختن قرار میگیرد و برای بیان کاهش توان، نفوذ، اعتبار یا اثرگذاری به کار میرود. بنابراین، تضعیف کردن به طور کلی به فرایندی گفته میشود که در آن قدرت، توان یا استحکام چیزی کمتر از گذشته میشود و کارایی آن کاهش مییابد.
تضعیف کردن
ویکی واژه
تضعیف (عربی) + کردن (فارسی)
ناتوان ساختن، ضعیف کردن
جمله سازی با تضعیف کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فیلسوف اسکاتلندی دیوید هیوم، معرفتشناسی شکگرا که برپایهٔ تجربهگرایی بود را بنیانگذاری کرد. همچنین فلسفهٔ ایمانوئل کانت پایهٔ امکانپذیری دانش مابعدالطبیعه را زیر سؤال برد. هر دو فیلسوف، پایههای مابعدالطبیعه الهیات طبیعی را تضعیف کردند و براهین کلاسیک وجود خدا را مورد انتقاد قرار دارند. با این حال آنها خود بیخدا نبودند.