تشوه

لغت نامه دهخدا

تشوه. [ ت َ ش َوْ وُ ] ( ع مص ) گوسفند صید کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). شکار کردن شاة را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ناشناس کردن خود را برای کسی.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تنکر و تغول برای کسی: اتشوهت علی قومی ان هداهم اﷲ؛ ای اتنکرت و تقبحت لهم. ( از اقرب الموارد ). || زشت شدن. ( آنندراج ). مطاوعه تَشویه. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ شَ وُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) از شکل افتادن، خود را ناشناس کردن.

ویکی واژه

از شکل افتادن، خود را ناشناس کردن.

جمله سازی با تشوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ان فاتکم لا تفعلوا و استفتشوه و اعقلوا لا تَرقَدوا لا تأکُلوا ما لَم تَروا لا تَعبَدوا

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز