تسویت

واژه «تسویت» و «تسویة» در اصل از ریشه عربی «س و ی» گرفته شده و در لغت به معنای برابر کردن، هم‌سطح ساختن و یکسان نمودن چیزی با چیز دیگر به کار می‌رود. این واژه در کاربردهای عمومی به معنای ایجاد توازن و مساوات میان دو یا چند چیز است، به‌گونه‌ای که تفاوت و نابرابری میان آن‌ها از بین برود و در یک سطح قرار گیرند. در متون لغوی، «تسویت» به مفهوم راست کردن و اصلاح کردن نیز آمده است، یعنی چیزی را از حالت کجی و ناهماهنگی خارج کرده و به وضعیت درست و منظم درآوردن. این معنا در کارهای عملی نیز به کار می‌رفته، مانند راست کردن ابزار یا اشیایی که دچار انحراف شده‌اند. در برخی کاربردهای علمی و سنتی، به ویژه در نجوم قدیم، «تسویة البیوت» اصطلاحی بوده که به تنظیم و ترسیم دوازده خانه فلکی برای بررسی احوال ستارگان و طالع انسان‌ها اشاره داشته است. در این معنا، مفهوم نظم‌دهی و قرار دادن هر چیز در جای مناسب خود مورد توجه بوده است. همچنین در برخی متون، «تسویت» به معنای تعدیل و برابر کردن میان دو امر یا دو وضعیت آمده و نشان‌دهنده ایجاد عدالت و تعادل است. این واژه گاهی به معنای ساختن چیزی مشابه چیز دیگر نیز به کار رفته و مفهوم همسان‌سازی را بیان می‌کند. در کاربردهای دیگر، به معنای کامل شدن یا رسیدن به حالت نهایی و مطلوب نیز اشاره شده است که نشان‌دهنده تکامل و استقرار یک وضعیت است. به طور کلی، «تسویت» مفهومی چندوجهی دارد که محور اصلی آن بر برابر کردن، نظم دادن و ایجاد تعادل میان اشیا، حالات یا مفاهیم مختلف است.

لغت نامه دهخدا

تسویت. [ ت َ س ْ ی َ ] ( ع مص ) تسویة: دوازده خانه را تسویت چگونه باید کردن. ( التفهیم بیرونی ص 309 ). و رجوع به تسویة و تسویة البیوت و التفهیم چ جلال همایی صص 309 - 311 شود.
تسویة. [ ت َ س ْ ی َ ] ( ع مص ) راست کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ). راست و برابر کردن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( از غیاث اللغات ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). برابر کردن.( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ): سویت المعوج فمااستوی. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
- تسویةالبیوت؛اصطلاح نجومی، صاحب غیاث اللغات و به نقل از او صاحب آنندراج در ذیل تسویدالبیوت آرند: باصطلاح منجمین آن است که شکل دوازده خانه ٔبروج بر تخته یا کاغذ کشند و مطابق بودن کواکب در برج فلکی در هر خانه آن اسم کوکب نویسند و در آن شکل نظر کرده نحوست و سعادت طالع مولود دریافت نمایند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). و رجوع به التفهیم بیرونی چ جلال همائی صص 309 - 311 و تسویت شود. || برابر کردن و هر دو را بر یک مثل نمودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ). سوی بینهما؛ جعلها مثلین. ( متن اللغة ). تعدیل کردن میان دو چیز: سواه ُ به و سوّی بینهما؛ عدَّل. ( اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || مثل آن ساختن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ): سواه به؛ جعله ُ مثله ُ ( متن اللغة ). || راست ساختن چیزی را. ( از اقرب الموارد ). راست ساختن چیزی را و همین معنی به مطلق عمل آید چنانکه گویند: الابار یسوی الابر؛ سوزن ساز سوزن را راست کرد. ( از المنجد ). || هلاک شدن در زمینی: سویت علیه الارض ( مجهولا )؛ هلاک شد در آن زمین. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). هلاک شدن در زمین و مدفون شدن درآ ن. ( از المنجد ). || خشک و بی گیاه شدن زمین: سوی ارضهم؛ صارت جدباء. || معتدل شدن. || مستقر و مستولی شدن. || پیش آمدن. || نیکو شدن. || به منتهای قدرت جوانی رسیدن: سوی فلان؛ بلغ اشده ُ و انتهی شبابه. بسوی کسی روی آوردن: سواه قصد قصده ُ. ( از متن اللغة ).و رجوع به تسوی شود.
تسویة. [ ت َ س ْ ی َ ] ( ع مص ) از: ( «س و ء» ) عیب کردن کسی را و منسوب به بدی کردن و بد گفتن. ( منتهی الارب ). و رجوع به تسوئة و تسوی شود.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) برابر کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) برابر کردن مساوی ساختن یکسان کردن.

ویکی واژه

برابر کردن.

جمله سازی با تسویت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که استاد سرای ازل این کدخدائی از بهر تو نیکو کردست و میزان تسویت هر دو بدست تو باز داده، وَ لَا تَجعَل یَدَکَ مَغلُولَهً اِلَی عُنقِکَ وَ لا تَبسَطها کُلَّ البَسطِ، و بد دلی را بردباری نام منه، ع، وَ حِلمُ الفَتَی فِی غَیرِ مَوضِعِهِ جَهلٌ، و کاهلی و خامی را خرسندی مخوان که نقشِ عالمِ حدوث در کارگاه جبر و قدر چنین بسته‌اند که تا تو دربست و گشادِ کارها میانِ جهد نبندی، ترا هیچ کار نگشاید.

💡 وَ إِنْ یَتَفَرَّقا یُغْنِ اللَّهُ کُلًّا مِنْ سَعَتِهِ چون حدیث صلح رفته بود، و ذکر اجتماع بر سبیل جواز، از پس آن در فراق سخن گفت، و رخصت داد، تا اگر آن پیر زن بصلح سر در نیارد، و جز تسویت طلب نکند، از یکدیگر بطلاق جدا شوند، و ربّ العزّة ایشان را وعده داد که از فضل خویش هر دو را بی‌نیاز کند، و روزی دهد: آن زن را از شوی دیگر، و این مرد را از زنی دیگر.

گاگا یعنی چه؟
گاگا یعنی چه؟
خلود یعنی چه؟
خلود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز