لغت نامه دهخدا
ترقیح. [ ت َ ] ( ع مص ) اصلاح کردن مال را، یقال: فلان یرقح ماله و عیشه؛ ای یصلحه. ( از اقرب الموارد ). نیکویی سیاست و تیمار داشتن شتران را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). به اصلاح آوردن معیشت. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ).