تخت کئی
ویکی واژه
تختکئی
همان تختکیان تخت سلطنت رسمی ایرانیان باستان، تخت پادشاهی. تو از باستان یادگار منی/ به تخت کئی بر بهار منی «فردوسی»
جمله سازی با تخت کئی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بیامد به تخت کئی برنشست کمر بر میان بست و بگشاد دست
💡 بیامد به تخت کئی بر نشست همه بند و نیرنگ تو کرد پست
💡 روانم بر آن جای نیکان برد که این تاج و تخت کئی بگذرد
💡 سراپای کودک همی بنگرید همی تاج و تخت کئی را سزید
💡 چو شش ماه بگذشت او هم بمرد به هرمزد تخت کئی را سپرد
💡 چو آمد دل تاجور باز جای به تخت کئی اندر آورد پای