لغت نامه دهخدا
تحریمی. [ ت َ ] ( ص نسبی ) هر چیز غیرمشروع که شرع آنرا نهی کرده باشد. ( ناظم الاطباء ).
تحریمی. [ ت َ ] ( ص نسبی ) هر چیز غیرمشروع که شرع آنرا نهی کرده باشد. ( ناظم الاطباء ).
هر چیز غیر مشروع که شرع آنرا نهی کرده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دمیتری مدودف رئیس جمهوری روسیه در گفتگو با یک شبکه تلویزیونی آمریکایی، تحریم صنعت نفت ایران را رد کرد و اظهار داشت که چنین تحریمی شرایط زندگی مردم عادی را دشوار خواهد کرد. وی افزود که تحریمها نباید فلج کننده باشند و نباید باعث رنج مردم شوند. بیبیسی فارسی، ریانووستی
💡 همچنین در نقدی دیگر آمده که آیا در شرایطی که ایران با محدودیت منابع مالی مواجه است، هزینهکرد دو میلیارد دلاری در این طرح برای تنوع در مبادی صادرات نفت خام ایران آن هم در شرایط تحریمی که صادرات نفت ایران افت شدیدی کرده، نسبت به سایر اولویتهای کشور فوریت داشتهاست؟