تجنید

لغت نامه دهخدا

تجنید. [ ت َ ] ( ع مص ) لشکر کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). لشکر گرد کردن. ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). لشکر جمع کردن. ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) لشکر آراستن، لشکر گرد کردن.

فرهنگ عمید

۱. لشکر جمع کردن، لشکر آراستن.
۲. لشکرآرایی.

فرهنگ فارسی

۱- ( مصدر )لشکر آراستن لشکر گرد کردن لشکرساختن. ۲- ( اسم ) لشکر آرایی.

ویکی واژه

لشکر آراستن، لشکر گرد کردن.

لئیمی یعنی چه؟
لئیمی یعنی چه؟
برخط یعنی چه؟
برخط یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز