لغت نامه دهخدا
تجاوزکار. [ ت َوُ ] ( نف مرکب ) که تجاوز کند. تجاوزکننده. متجاوز. متعدی. تعدی کننده. که از حد و حق و عدل بیرون شود.
تجاوزکار. [ ت َوُ ] ( نف مرکب ) که تجاوز کند. تجاوزکننده. متجاوز. متعدی. تعدی کننده. که از حد و حق و عدل بیرون شود.
کسی که تجاوز می کند.
( صفت ) آنکه تجاوز کند متجاوز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آتَشبَس به توقّف موقّتی هر جنگی گفته میشود که در آن، هر کدام از طرفهای جنگ، با تعلیق کارهای تجاوزکارانه موافقت میکنند. آتشبسها ممکن است بخشی از یک قرارداد رسمی یا بخشی از تفهیم غیررسمی مضمون تعلیق جنگ میان نیروهای مخالف باشند. آتشبس در جنگها در صورتی که پایدار بمانند به قرارداد ترک مخاصمه منجر میشود ولی هنوز وضعیت در حالت جنگی باقی میماند. یک آتشبس موقت پس از ترک مخاصمه به حالت توافق دائمی صلح منجر میگردد.
💡 اشپر به چندین بازداشتگاه دستهجمعی سران ناسیونال سوسیالیست برده شد و مورد بازجویی قرار گرفت. به او در سپتامبر ۱۹۴۵ گفته شد به دلیل جرایم جنگی محاکمه خواهد شد و چند روز بعد به نورنبرگ برده شد و در آنجا زندانی شد. او در خصوص هر چهار اتهام ممکن مورد تعقیب قرار گرفت: اول، به دلیل شرکت کردن در طرح یا توطئه مشترکی برای جرایم علیه صلح؛ دوم، برنامهریزی، آغاز و دامن زدن به جنگ تجاوزکارانه و دیگر جرایم علیه صلح؛ سوم، جنایات جنگی و نهایتاً، جرایم علیه بشریت.