تجاور. [ ت َ وُ ]( ع مص ) همسایگی کردن. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). با یکدیگر همسایگی کردن. ( دهار ) ( ترجمان عادل بن علی ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( آنندراج ). با یکدیگر همسایه بودن. ( فرهنگ نظام ). || در زنهار یکدیگر درآمدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ). در پناه هم درآمدن. ( فرهنگ نظام ).
(تَ وَ ) [ ع. ] (مص ل. ) همسایه و مجاور بودن.
۱ -( مصدر ) همسایه بودن با یکدیگر همسایگی کردن. ۲- ( اسم ) همسایگی.
همسایه و مجاور بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قرآن نیز چنین است. یعنی اگر بر اعتقادات استوار در دل ها فرود آید، تأثیرش دیگرگونه بود. و اشاره ی خداوند تعالی نیز به همین است که فرمود: «فی الارض قطع متجاورات و جنات من اعناب وزرع و نخیل صنوان و غیرصنوان یستی بماء واحه و نفضل بعضها علی بعض فی الاکل. ان فی ذلک لایات لقوم یعقلون ».
💡 و عن جابر قال سمعت النبی (ص) یقول لعلّی (ع): النّاس من شجر شتّی و انا و انت من شجرة واحدة ثم قرأ النبی (ص) و فی الارض قطع متجاورات حتّی بلغ یسقی بماء واحد، «إِنَّ فِی ذلِکَ» ای فی الذی مضی ذکره لدلالات «لِقَوْمٍ» ذوی عقول، قال النبی (ص): «العاقل من عقل عن اللَّه امره».