تار و تور

لغت نامه دهخدا

تار و تور. [ رُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) سخت تیره و تاریک. ( جهانگیری ). بسیار تیره و تاریک. ( برهان ). تاریک و تیره و بسیار تاریک. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). سخت تاریک. ( فرهنگ رشیدی ):
بمیدان چنین گفت بهرام گور
که اکنون که شد روز ما تار و تور...فردوسی.|| ریزه باشد. ( جهانگیری ). ریزه ریزه و ذره ذره را نیز گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ).

فرهنگ معین

( ~. ) (ص مر. ) ۱ - بسیار تیره. ۲ - ذره ذره، ریزه ریزه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ریزه ریزه ریزه ذره ذره.

ویکی واژه

بسیار تیره.
ذره ذره، ریزه ریزه.

جمله سازی با تار و تور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به منذر چنین گفت بهرام گور که اکنون چو شد روز ما تار و تور