بی‌حرکتی

مترادف‌ها

سکون، ایستایی

متضادها

حرکت، جنبش

فرهنگستان زبان و ادب

{akinesia} [علوم پایۀ پزشکی] 1. نبود یا ضعف تسلط بر حرکت ماهیچه های ارادی 2. فلج موقت یک ماهیچه براثر تزریق داروی بی حسی
{freeze} [هنرهای نمایشی] ثابت ماندن بازیگر بر روی صحنه در مدت زمان معین

ویکی واژه

1. نبود یا ضعف تسلط بر حرکت ماهیچه‌های ارادی 2. فلج موقت یک ماهیچه براثر تزریق داروی بی‌حسی.

جمله سازی با بی‌حرکتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مول که پسر یک تاجر یهودی بود، در لیسا(پروس) به دنیا آمد، قبل از تحصیل پزشکی در برسلاو، فرایبورگ، ینا و برلین، در مدرسه کاتولیک در شهر گلگوگو سیلزی تحصیل کرد. در سال ۱۸۸۵، مول با انجام تحقیقاتی در مورد عواقب بی‌حرکتی طولانی مدت مفاصل در حیوانات آزمایشگاهی، موفق به دریافت مدرک پزشکی شد.

💡 یکی از اجسام فرانپتونی است که در کمربند کویپر گرفتار آمده‌است. این جسم، احتمالاً یک سیارک دوتایی یا نزدیک به دوتایی است که با قطر ۳۰ کیلومتر (۲۰ مایل) تخمین زده شده‌است. با یک تناوب مداری ۲۹۵ ساله و انحراف مداری و خروج از مرکز مداریِ کم و بی‌حرکتی، آن را به عنوان یک نمونهٔ کلاسیک اجرام تشکیل‌دهندهٔ کمربند کویپر مانند کرده‌اند و مشکوک به داشتن تفاوت‌های قابل ملاحظه‌ای نیست.

💡 محبت: دوستی را گویند، بی‌سبب و علاقه و بی‌حرکتی، با حق سبحانه و تعالی.

💡 بی‌حرکتی مطلق شکارچی در میان بوته‌های انبوه جنگل، باعث شد تا حیوانات وحشی متوجه حضور او نشوند و او بتواند از نزدیک آن‌ها را مشاهده کند.

💡 در لحظه‌ای که حادثه ناگهانی رخ داد، بی‌حرکتی و سکوت سنگین بر تمام فضای سالن حاکم شد و همه با تعجب به آن اتفاق خیره شدند.

💡 پزشکان تاکید می‌کنند که بی‌حرکتی کامل بیمار پس از جراحی‌های حساس ستون فقرات، برای جلوگیری از آسیب‌های احتمالی و بهبود سریع‌تر بسیار حیاتی و ضروری است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران