لغت نامه دهخدا
بنزوئیک. [ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) ( اسید... ) اسیدی که از بنژوئن و مشتقات دیگر آن بدست آورند. ( فرهنگ فارسی معین ).
بنزوئیک. [ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) ( اسید... ) اسیدی که از بنژوئن و مشتقات دیگر آن بدست آورند. ( فرهنگ فارسی معین ).
اسیدی که از بنژوان و مشتقات دیگر آن بدست آورند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر بر روی محلول آب قدری از اجسام پایدارکننده مانند اسید فسفریک، اوره، اسید بنزوئیک و نظیر آنها بیفزایند، عمل تخریب بسیار کند میگردد. آب اکسیژنه اثر میکروب کشی، بوبری و سفیدکنندگی دارد چنانکه اگر یک تکه کالباس قرمز را درون ظرف محتوی آب اکسیژنه قرار دهیم پس از چند روز محتویات ظرف کاملاً بیبو است و بوی گندیده نمیدهد. آب اکسیژنه رنگها را نیز تخریب میکند به همین دلیل تکه کالباس درون ظرف بعد از مدتی بیرنگ میشود.