برپوش
مترادفها
پوشیدن، پوشاندن
لغت نامه دهخدا
برپوش. [ب َ ] ( اِ مرکب ) جامه ای که روی جامه های دیگر پوشند مقابل زیرپوش. ( یادداشت بخط مؤلف ). بالاپوش. روپوش.
فرهنگستان زبان و ادب
{battle dress} [علوم نظامی] لباس نظامی کوتاه که بالاتنه را می پوشاند و در کمر جمع می شود
ویکی واژه
لباس نظامی کوتاه که بالاتنه را میپوشاند و در کمر جمع میشود.
برپوش نوعی برچسب (استیکر) با ضخامت بسیار کم است و به منظور ایجاد حسی نو و رنگی متفاوت با حفظ طراحی صنعتی و ظرافت دستگاه هوشمند طراحی و تولید میشود. برپوشها فقط سطح پشت گوشی هوشمندرا پوشش میدهند و برای آن دسته از مشتریان هدف گذاری شدهاند که مایل به شخصیسازی گوشی هوشمند با کمترین میزان تاثیرگذاری بر روی طراحی صنعتی، ضخامت و ظرافت هستند
جمله سازی با برپوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 راز خویش از هر پرسنده برپوش و برحذر باش چرا که احتیاط جز بر حذر بودن نیست.
💡 عطسه مغز نافه را خالی کند از بوی مشک آستین چون برفشاند زلف عنبرپوش تو
💡 چرخ برپیچد عنان چون توسنت بیند دمان خصم برپوشد کفن چون جوشنت بیند به تن
💡 دارم طمع از جود تو هر چند نیرزد پیراهن و دستار و زبرپوش و دو تایی
💡 چون زبرپوش فلک، پوشید باغ و خانه زیب درد سرمشمر، کله دیوی سبک با سر بخواه
💡 شاعر در اشعار خود از مخاطب میخواست که برپوش لباس رزم و با شجاعت تمام برای دفاع از حق و عدالت در میدان نبرد بایستد.
💡 برپوش جامهای از وقار و متانت تا در جمعهای بزرگ، دیگران با احترام و ادب با تو برخورد کنند و به تو ارج و قرب نهند.
💡 او برپوش پوششی از پشم و کتان را انتخاب کرد تا بتواند در سرمای استخوانسوز فصل زمستان، به راحتی در دل جنگلها پیمایش کند.