بر خود بستن
مترادفها
خودداری کردن، خویشتنداری کردن، کنترل کردن
متضادها
رها کردن
فرهنگ معین
(بَ. خُ. بَ تَ ) (مص ل. ) به خود نسبت دادن، تظاهر کردن.
ویکی واژه
به خود نسبت دادن، تظاهر کردن.
جمله سازی با بر خود بستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این قوم که نام زهد بر خود بستند از زهد ریایی دل ما را خستند
💡 با عقیله دیوانگی نشستن به زانکه پیرایه عقل بر خود بستن. اگر حکما کمال هنر را بی عقلی نشناختندی عصاره انگور را سرپوش قدح عقل نساختندی.
💡 نقش بت و نام شاه بر خود بستن چو زر وآنگهی از بیم گاز رنگ سقم داشتن
💡 بر خود بستن مسئولیتهای سنگین اجتماعی، نیازمند ارادهای قوی و توانایی مدیریت بحران در شرایط بسیار دشوار و پرچالش است.
💡 هدف از این پیمان بینالمللی، بر خود بستن تعهدات زیستمحیطی توسط کشورهای توسعهیافته برای مقابله با گرمایش جهانی زمین است.
💡 تصمیم او برای بر خود بستن مسئولیتهای جدید، نشان از بلوغ فکری و اشتیاق او برای خدمت به جامعه در آینده نزدیک داشت.