بدائی
مترادفها
ابتدایی، نخستین، اولیه
متضادها
نهایی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بدائی یعنی چیزی که زمانا مقدم بر تمام اشیاء باشد و چیزی قدیمتر از آن نباشد، مثلا میگویند حادث بدائی یا شروع بدائی.
و نیز بدائی به معنی چیزی است که اشیاء دیگر از آن استنباط میشود مانند دلیل بدائی یا تابع بدائی..
کتاب فرهنگ علم کلام، احمد خاتمی، ص۷۵.رده های این صفحه: واژه شناسی
جمله سازی با بدائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در بیان اشتداد وجد و حال و انقلاب حالت آن سید بی همال که مباداقدایی آید یا بدائی رخ نماید:
💡 ما آمد صلحیم و بدائی نشناسیم کی لفظ دعا مدعی کار خدا شد
💡 ای فیض را تو آغاز و انجام هم مبدائی و هم پایان مردم
💡 که نفس ار چه نداند، عقل پر دانش همی داند که در عالم نباشد بینهایت هیچ مبدائی
💡 برخی از نظریهپردازان اجتماعی معتقدند که رفتارهای بدائی انسان در برخورد با بحرانهای بزرگ، بازگشتی به غریزههای اولیه برای بقا در محیطهای سخت است.
💡 در مطالعات انسانشناسی، بررسی ساختارهای بدائی در جوامع ابتدایی به درک بهتر تکامل فرهنگ و روشهای سازماندهی اولیه جوامع انسانی کمک شایانی میکند.
💡 نویسنده در رمان جدید خود، تلاش کرده است تا تضاد میان تمدن مدرن و غرایز بدائی انسان را در قالب یک روایت بسیار دراماتیک به تصویر بکشد.