فرهنگ معین
(بُ خُ. بُ ) (ص. ) حقه باز، بدکار.
(بُ خُ. بُ ) (ص. ) حقه باز، بدکار.
حقه باز و کهنه کار، رند.
حقه باز، بدکار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر سلطنت آن کس که قوام است و بخوبر شد دو سیه ها پر:
💡 هر آن غریب که خاطر بخوبرویان داد غریب نبود اگر خاطرش بدست آرند