باوله

لغت نامه دهخدا

باوله. [ وَ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان فعله کری بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان و 760 تن سکنه دارد. محصول آن انگور و حبوبات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

ویکی واژه

دهکده‌ای از نواحی سُنقر کلیایی در استان کرمانشاه. تفاوتی در صرف باوله، میان گویش بهاری و زبان فارسی وجود ندارد.

جمله سازی با باوله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این روستا در دهستان باوله قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵۹ نفر (۵۶خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان باوله قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۰ نفر (۱۳خانوار) بوده‌است.

💡 یا راقد اللیل مسرورا باوله ان الحوادث قد یطرقن اسحارا

💡 یا راقد اللّیل مسرورا باوله انّ الحوادث قد یطرقن اسحارا‌