انکساف.[ اِ ک ِ ] ( ع مص ) گرفتن آفتاب و ماه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). کسوف شدن آفتاب. ( غیاث اللغات ). گرفتن آفتاب. گرفتن خور. گرفتن ماه را نیز گویند. ( یادداشت مؤلف ). || ( اِمص ) گرفتگی مهر. کسوف. کسف. ( یادداشت مؤلف ).
(اِ کِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) افتادن سایة ماه بر خورشید. ۲ - (اِ. ) آفتاب گرفتگی.
۱ - ( مصدر ) گرفته شدن آفتاب. ۲ - ( اسم ) کسوف آفتاب گرفتگی.
افتادن سایة ماه بر خورشید.
آفتاب گرفتگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن آفتاب روشن شد جلوه گر که هست ایمن ز انکساف و مبرا ز احتجاب
💡 باز آن ماه منور چهره بگشود از خسوف باز آن خورشید خاور رخ نمود از انکساف
💡 شب خویشتن روز کن این زمان که مه بدرو ابرست در انکساف