انقال
لغت نامه دهخدا
انقال. [ اِ ] ( ع مص ) نیکو کردن نعل و موزه و خف شتر را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). نیکو ساختن نعل و خف را. ( از اقرب الموارد ). موزه نیکو کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
انقال. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ نَقل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج ِ نَقَل. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مفردهای کلمه شود.
فرهنگ فارسی
جمع نقل
جمله سازی با انقال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این رودخانه از بسیاری از شهرها و شهرکها از جمله جرموک، ویک، یغگنادزور، آرنی، اوغلانقالا، سیاقوت و قیشلاقاباس عبور میکند. آب انبار اسپنداریان نیز بر روی همین رودخانه قرار دارد.
💡 برندی با انقال به نیروی او-بوتها یک دوره آموزشی را در این زمینه در او-۵۵۲ گذراند. ماه آوریل سال ۱۹۴۲ به فرماندهی او-۶۱۷ از نوع ۷سی منصوب گشت. روز ۷ ستامبر سال ۱۹۴۲ در نخستین موفقیت خود، کشتی کوچک ۳۰۰ تنی تور ۲ را غرق کرد. دو هفته بعد با برخورد به کاروان کوچک نمود و کشتیهای آتِلسلتِن (۸۸۰۰ تن)، تنسی (۲۳۰۰ تن) و رومانی (۳۶۰۰ تن) را در توالی پرسرعتی راهی کف اقیانوس کرد. برندی روز ۱ اکتبر سال ۱۹۴۲ به ناوسروانی ارتقا یافت.