انثلام

لغت نامه دهخدا

انثلام. [ اِث ِ ] ( ع مص ) رخنه دار گردیدن خنور و شمشیر و جز آن، یقال: انثلم الاناء والسیف و نحوه. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رخنه دار گردیدن. ( آنندراج ). رخنه شدن.( تاج المصادر بیهقی ). شکستن. ( از اقرب الموارد ). ترک برداشتن. ( یادداشت مؤلف ). || ریخته شدن. انصباب، یقال: انثلموا علیه. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(اِ ثِ ) [ ع. ] (مص ل. ) رخنه دار شدن.

فرهنگ عمید

رخنه دار شدن، رخنه پیدا کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) رخنه شدن رخنه یافتن.

ویکی واژه

رخنه دار شدن.

جمله سازی با انثلام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لاجرم بر ارتفاعِ درجهٔ جاه و منزلتِ ایشان حسد بردی و پیوسته با خود گفتی: مرا چارهٔ این کار می‌باید اندیشید و چشم بر بهانهٔ نهاد که ایشان را از چشمِ عنایتِ ملک بیندازم و ذاتُ البَینی در میانه افکنم که انثلامِ آنرا اصلاح و التئام ممکن نگردد. روزی ملک بر قاعدهٔ معهود تکیهٔ استراحت زده بود و خوش خفته و هر دو بر بالینِ او نشسته، افسانه می‌گفتند و افسونِ شکر‌خوابِ فراغت بر وی می‌دمیدند. درین میان ملک را بادی از مخرجِ معتاد رها شد. دادمه را خندهٔ ناگهان بیامد، چنانک سمعِ ملک حسّ آن دریافت، بیدار شد و به تناوم و تصامم خویش را بر جای می‌داشت و خفته فرا می‌نمود تا ازیشان چه شنود. داستان گفت: بر ملک چرا می‌خندی؟ نه واقعهٔ بدیع و نه شکلی شنیع دیدی که ازو صادر آمده، این ضحکهٔ بارد و این استهزاءِ ناوارد بر کجا می‌آید؟

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز