انبره

لغت نامه دهخدا

انبره. [ اَم ْ ب ُ رَ / رِ ] ( اِ ) آلتی است که آهن گرم و طلا و مس تفته را بدان گیرند. ( آنندراج ). انبر. ( ناظم الاطباء ). بهندی سنداسی گویند. ( آنندراج ).
انبره. [ اَم ْ ب ُ رَ / رِ ] ( ص، اِ ) هر چیز موی ریخته را گویند عموماً و شتر موی ریخته را خصوصاً. ( برهان قاطع ) ( فرهنگ فارسی معین ). شتران باشند که موی ایشان افتاده بود. ( صحاح الفرس ). اشتری که از بس بار کشیدن مویش ریخته باشد. ( شرفنامه منیری ) ( مؤید الفضلاء ):
بر کنار جوی بینم رسته بادام و سیب
راست پنداری قطار اشترانند انبره.غواص.|| اسب و شتر آبکش. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). شتر آبکش. ( شرفنامه منیری ) ( مؤید الفضلاء ). || دره کوه. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( مؤیدالفضلاء ). || لوله چپق. ( ناظم الاطباء ). || در عربی شکنبه را گویند. ( برهان قاطع ) ( از شرفنامه منیری ) ( از شعوری ج 1 ورق 129 ب ). || در ادات بمعنی آسیاکش آورده است. ( مؤید الفضلاء ).

فرهنگ معین

(اَ بُ رِ ) (ص. اِ. ) ۱ - هر چیز موی ریخته را گویند عموماً و شتر موی ریخته مخصوصاً. ۲ - اسب و شتر آبکش.

فرهنگ عمید

۱. حیوان موی ریخته.
۲. شتری که پشم هایش ریخته شده.
۳. اسب و شتر آبکش: بر کنار جوی بینم رستهٴ بادام و سیب / راست پنداری قطار اشترانند انبره (غواص: شاعران بی دیوان: ۳۲۶ ).
= انبر

فرهنگ فارسی

( اسم ) انبر

ویکی واژه

هر چیز موی ریخته را گویند عموماً و شتر موی ریخته مخصوصاً.
اسب و شتر آبکش.

جمله سازی با انبره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راهروانبرهنه پا راه تمام خار زار تا به مقام خود رسی راحله از رضا طلب

💡 در مرحله آخر دستگاه طول کمی از سیم را پرداخت می‌کند و با استفاده از مجموعه‌ای از انبرها، سیم را از سطح آن می‌برد. این یک دُم کوچک از سیم را از انتهای مویرگ آویزان است، باقی می‌گذارد. چرخه سپس دوباره با بار الکتریکی ولتاژ بالا بر روی این دُم شروع می‌شود.

نیلی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز