الچخت
لغت نامه دهخدا
الچخت. [ اَ / اِ / اُچ َ ] ( اِ ) طمع. ( فرهنگ اسدی نخجوانی ) ( فرهنگ اوبهی ). طمع، و بکسر نیز گفته اند. ( از شرفنامه منیری ). امید. ( فرهنگ اسدی چ پاول هورن ). طمع و امید. ( فرهنگ جهانگیری ). طمع و حاجت و امید و چشمداشت. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). شعوری در فرهنگ خود ( ج 1 ورق 330 الف ) به همین معنی چخت ( بی الف و لام ) آورده است. انتظار:
جز این بودم امید جزین داشتم الچخت
ندانستم کز دور گواژه زندم بخت.کسائی ( از فرهنگ اسدی ).به الچخت خود را میفکن بدام
میان دلیران شوی نیکنام.فردوسی ( از آنندراج و انجمن آرا ).یگانه شیخ ابواسحاق شاهی
که انس و جن بدو دارند الچخت.شمس فخری ( از جهانگیری ).
فرهنگ معین
(اَ چَ ) (اِ. ) طمع، امید، چشمداشت.
ویکی واژه
طمع، امید، چشمداشت.
جمله سازی با الچخت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جز این داشتم اومید و جز این داشتم الچخت ندانستم از او دور گواژه زندم بخت
💡 جهان جای به تلخی است، تهی بهر و پر دخت جز این بود مرا طمع و جز این بودم الچخت